1
کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی، کردستان، ایران.
2
کارشناسی ارشد ادبیات فارسی و آموزگار پایه چهارم ابتدایی، کردستان، ایران.
چکیده
اهداف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی و سنتز انتقادی پیامدهای چندوجهی آموزش حافظهمحور در نظامهای مدرسهای بر شایستگیهای تحولی دانشآموزان انجام شد. مسئله اساسی این است که غلبه رویکردهای یادسپاری سطحی چگونه بر ابعاد شناختی، انگیزش درونزاد، پداگوژی کلاس درس و آمادگی فراگیران برای سده بیستویکم اثر میگذارد.
روشها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به شیوه مرور روایتی–تحلیلی صورت پذیرفت. دادهها از طریق جستوجوی نظاممند در پایگاههای استنادی معتبر (Scopus، Web of Science، ERIC و گزارشهای OECD و UNESCO) گردآوری شدند. برای استخراج، دستهبندی و صورتبندی مؤلفهها و پیامدهای کلیدی، از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد.
یافتهها: سنتز شواهد نشان داد پیامدهای آموزش حافظهمحور در چهار محور بنیادین ساختاربندی میشوند: ۱) فرسایش ساختارهای شناختی، تولید دانش بیاثر و سرکوب تفکر واگرا، ۲) تضعیف انگیزش درونی، غلبه ملال تحصیلی و اختلال در مهارتهای خودتنظیمگری، ۳) بازتولید پداگوژی منفعل، اثرات پسرانه سنجشهای پرخطر و حاشیهنشینی ارزشیابی تکوینی، و ۴) شکاف عمیق میان یادگیری مدرسهای و شایستگیهای سده بیستویکم نظیر حل مسئله پیچیده و سواد چندگانه.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که تداوم پارادایم حافظهمحور، مدارس را به نهادهایی ناکارآمد در عصر هوش مصنوعی و اتوماسیون دادهمحور بدل میسازد. ارتقای کیفیت یادگیری مستلزم گذار بنیادین از «دانشمحوری حافظهای» به «شایستگیمحوری فراشناختی»، بازطراحی آزمونهای سرنوشتساز به سمت سنجشهای عملکردی، و گسترش پداگوژیهای فعال و مسئلهمحور است.